"آسمان بی ستاره"
امروز بیکار بودم که بنویسوم از تو...
برای تو میخوام بنویسم تویی که هیچ وقت نوشته هامو نمی خونی...؟!
حق داری بایدم سرت شلوغ باشه"زندگی و زن و...
چند روز پیش شنیدم که بابا شدی(بچه ها بهم گفتن)...هاج و واج بودم
یعنی عشق من بابا شده!!!!!!!
خوشحال شدم"؟!
هم برای خودت و هم نی نیت آرزوی موفقیت میکنم...
ولی نباید به این زودی کم میووردی پسر!
نباید به این زودی خانواده تو خوشحال می کردی...
خانواده ای که باعث و....
به وبت سر میزنم بازم نوشته های قبلی که بهشون سر نمیزنی...
نوشته هایی که میخونم داغ دلم تازه میشه!
اصلا"بی خیال....
نمیاد اونی که دلم میخواد
نمیاد اونی که رفته به باد
نمیاد اونی که عمر منه
نمیاد اونی که دل میکنه
دوباره دلم میخواد ببینمش
سرمو روی شونش بذارم
از چشام قطره ی اشکی نمیاد
نکنه دیگه دوستش ندارم!
شعر من زمزمه ی یه خواهشه...
آرزوم دیدن روی ماهشه
میونه غربت این فاصله ها
قلب من همیشه چشم به راهشه
نازنینم اینجا آسمانی آبی نیست
دلم تنگ است..
.
دلی پر نمیکشد
گویی"
اینجا همیشه سرد است...
به دنبالش هستم چرا؟!
ستاره ای نیست...
آسمان بی ستاره ی من میبارد"
برای آسمان بی ستاره ام...
"هیچ کس لیاقت اشکهای تو را نداردوکسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمیشود"
برگشتم دوباره با کوله باری از گله"!
خیلی وقت بود یادم رفته بودی حرفای دل من!
اومدم بازم حرفامو بنویسم از تو"...
وای که چقدر سر انگشت خسته بر بخار این پنجره ها کشیدم و ... تو نیامدی
نیامدی تا ببینی که بی تو چه تنهایم
نیامدی که شاید...... وجدانت راحت بماند
تا یادت نیاید که چه قولها دادی و چه قسم ها خورده بودی
نیامدی ، تا نشنوی تمام وجودم فریاد میزند بی معرفت ترین دوست دنیا هستی
تا یادت نیاید که روزگاری من تمام دنیات بودم
اما تمام اینها باعث نخواهد شد .... تا تقدیر فراموش کند بی مهری ات را
من شاید بتوانم باز هم سکوت کنم
اما مطمئنم روزگار و بازیهایش نه .....
نگرانم تا از تو تاوان بگیرند
نگرانم برای روزهایی که میایند
نگرانم برای پشیمانی ات زمانی که هیچ سودی ندارد
تو مرا فراموش خواهی کرد
من منتظر شکستنت نیستم
نفرین هم نمیکنم
اما میدانم که این برای فرار از سرنوشت کافی نیست
نمیدانم هنوز هم میتوانی مثل قدیم بخندی
اینجا همیشه سرد است
همیشه حالم خوب نیست
اما هرگز دیگر گرمایی از وجودت طلب نخواهم کرد
بی من بمان تجربه کن یاری دگر را گرمی دستی دیگر را
بخاطر هم نیاور مرا اگر اینگونه راحتی
بخند به همه بگو که شادی
ولی من که میدانم
میترسم برای روزهایی که میایند برای تو
باور کردنش سخت است اما باور باید کرد
بخند شاد باش برای دلی که شکستی
برای حریم حرمتی که زیر پا گذاشتی
اسم تو صورت تو و یاد تو
تنها یک چیز را بخاطر من میاورد دروغ را
تو یک دوست را از دست دادی و من .........................
راستی میتوانی بگویی چه کسی ضرر کرده؟
از دلی شکسته..."
روزمـــــــــــن...
روز تولدم بود چشمم به کوچه خشکید
یادت نبود عزیزم دلم اینو فهمید
از آسمون گذشتم تا تو برنده باشی
هستی ام رو باختم تا تو
عمری برنده باشی...
امروز روز تولد منه...و من ۱۹ ساله شدم![]()
تا الان که دارم مینویسم خیلی ها زنگ و sms دادن![]()
از همتون که بعدا" میخواین تولدم رو تبریک بگیدم پیشاپیش تشکر میکنم ممنون![]()
دست همه تون درد نکنه![]()
![]()
![]()
![]()
در مقابل عشق تو کم میارم عزیزم....
از کدوم بگم ؟! از دروغ ها ! از بی معرغتی ها! از بی مرامی ها!
نمی دونم؟
تو بگو از چی بگم؟...
به خاطر همینه که میگم در مقابل عشق تو ...
ر فتی...

بی صدا رفتی!
می آیی همه می فهمند...
به رفتنت عادت کرده بودم!
چرا؟!
هزاران چرای دیگر از جلوی چشمانم می گذرد!
از این زندگی ...از این گونه زنده ماندن خسته ام!
چرا؟!
اختیارم را از دست می دهم ...
در لابه لای این کاغذ های خط خطی چه می خواهم؟
دنبال چه چیز گمشده ام؟
افسوس میخورم به گذشته های از دست رفته...
به خودم ...!
به تو؟
آمده ای چه بگویی؟؟
افسوس که دیر آمده ای ...
افسوس ....
چــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا؟!
واقعا" دیگه خسته شدم از دست همه...![]()
دیگه حوصله ای ندارم حتی واسه نو شتن![]()
نمی دونم چی کار کنم؟!![]()
به قول شاعر:دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
لبای خشکیده حرفی واسه گفتن نداره
تن فردا دیگه جایی واسه من نداره!
شاید با نوشتن یه جوری خالی شدم...
آخه فکر کن یه کسی رو با تمام بدی ها و خوبی هاش فراموش کنی و بعداز چند ماه دوباره بیاد و بگه من امدم! و تو چی میگی؟ یعنی باز می بخشی؟![]()
نـــــــــــــه
نمیدونم که چرا بعضی ها اینقدر پرو هستن...![]()
خب بچه ها سرتون رو درد اوردم...ببخشید![]()
منتظر بعدی های قشنگتر باشید
همتون رو دوست دارم چون بهتر از شما هارو ندارم
آخرین جمله ی منه: دوستون دارم خیلی زیاد!![]()

در این شب گرفته و با رانی
کنار پنجره نشسته ام
خسته از فرداها به گذشته می نگرم
آسمان گرفته می بارد...
صورتم را خیس کرده و حتی مجالی به دفترم نمی دهد
به خودم می آیم
پنجره بسته است!؟
چه زیباست من هم پا به پای او می بارم
برای از دست دادن ها
از دست میدهم چند قطره اشکی را !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
تقدیم به دوستان بی وفا...

چشمهایت را نمی بخشم
چون در آن لحظه آخر اشک مرا ندید
گوش هایت را نمی بخشم
چون در آن لحظه صدای شکسته شدن قلب مرا نشنید
دست هایت را نمی بخشم
چون در آن لحظه سردی دست مرا لمس نکرد
لب هایت را نمی بخشم
چون برای آخرین بار گرمی صورتم را حس نکرد
آری نازنینم:
تو را می بخشم چون دلی به بزرگی دریا دارم و...
خودم را نمی بخشم چون دیگران را ساده می بخشم...

قطار آمد و من
زود زود خواهم رفت
نگاه آخر خود را دعای راهم کن
ذخیره کن همه لحظه های آخر را
تمام حافظه ات را پر از
نگاهم کن.....